«اثبات حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه»

مقدمه:

ادعای حاکمیت امارات متحده عربی بر سه جزیره ای که قرن هاست به ایران تعلق دارد، یکی از مسایلی است که در چند سال گذشته به منظور فشار سیاسی بر ایران بدلیل اهمیت ژئو پلوتیک این جزایر به عنوان قوس دفاعی ایران در خلیج فارس ، منابع نفتی آن  و همچنین برای وادار نمودن جمهوری اسلامی ایران در عقب نشینی از مواضع ضد استکباری اش؛ با تحریک و حمایت قدرت های بین المللی مطرح شده است.

کشور امارات طی این چند سال با کمک رسانه ای ایالات متحده و انگلیس به مطرح کردن این ادعا های بی اساس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران پرداخته است؛ و از آنجا که کمترین دلیل مبرزی در این زمینه ندارد تنها به دنبال کشاندن ایران در دادگاه های حقوقی در این زمینه می باشد تا شاید از آب گل آلود بتواند ماهی بگیرد اما اساس این بحث چیست و چه دلایلی برای اثبات مالکیت حقوقی ایران بر این سه جزیره وجود دارد؟

اهمیت جزایر سه گانه:

جزیره­ی تنب بزرگ در مسافتی حدود 31 كیلومتری جنوب غربی جزیره­ی قشم  است و اهمیت آن به تنهایی كم­تر از اهمیت و موقعیت استراتژیك منطقه­ای آن در زنجیره­ی دفاعی ایران است. تنب كوچك در فاصله­ی 13 كیلومتری غرب تنب بزرگ(به طرف درون خلیج فارس) قرار دارد. از دیدگاه استراتژیك اهمیت این جزیره فقط به عنوان یك نقطه ارتباطی و پشتوانه­ای برای تنب بزرگ است.

جزیره­ی ابوموسی در 67 كیلومتری بندر لنگه قرار دارد. این جزیره تقریبا مركزی­ترین جزیره خلیج فارس است كه سالیانه 100000 بشكه نفت از آن استخراج می­شود.بررسی موقعیت جغرافیایی این جزایر نشان می­دهد جایگاه این جزایر به عنوان قوس دفاعی ایران و سلطه بر تنگه هرمز از مهم­ترین دلایل اهمیت آن­ها است که موجب شده تا کشورهای منطقه و قدرت های فرا منطقه ای در پی خارج نمودن این جزایر از حوزه حاکمیت ایران باشند.

تاریخچه:

از آغاز تاریخ مکتوب بشری (چیزی حدود 22 قرن) جزایر تنب کوچک و تنب بزرگ و ابوموسی تحت حاکمیت ایران بوده‌اند که تا پای گذاشتن استعمار انگلستان به خلیج فارس ادامه داشت. در سال 1904 استعمار انگلیس جزایر سه گانه را اشغال کرد. این اشغالگری از بدو تا ختم مورد اعتراض بی وقفه ایران قرار می گیرد. پس از اشغال جزایر، ایران بی درنگ این اقدام را اشغالگرانه دانست وبا تاکید برحاکمیت مطلقش بر این جزایرخواستار خروج استعمار از این منطقه گردید.

 متعاقبا ایران در فرصتهای گوناگون تلاش کرد تا استعمار انگلیس را وادار به خروج از مناطق اشغالی نماید. در این میان مردم محلی تنب وابوموسی وحتی کدخدایان این دو منطقه با مخالفت با اشغالگری استعمار انگلیس بر مالکیت ایران بر این جزایر تاکید می وزرند. اما استعمار انگلیس مانع از این تلاش ها گردید و در عوض کوشش کرد که دو شیخ نشین شارجه و راس الخیمه را به نوعی در امور جزایر دخیل سازد. امری که تا سال ها با بی اعتنایی این شیخ نشین ها مواجه شده بود. اشغالگری استعمار انگلیس بر جزایر سه گانه تا خروج استعمار ازخلیج فارس ادامه پیدا می کند.

در سال 1968 انگلیس که بر اثر جنگ دوم جهانی ضعیف شده بود و تحت فشار افکار عمومی قرار داشت، تصمیم گرفت نیروهایش را از شرق کانال سوئز و خلیج فارس خارج کند. در همین زمان انگلیس در اندیشه ایجاد فدراسیونی از شیوخ تحت الحمایه خود در خلیج فارس بود. نخستین اقدام در این راستا حل مسئله حاکمیت بر بحرین بود. دو دولت ایران و انگلیس پس از مذکرات طولانی، به توافق رسیدند که ایران در ازای اعاده حاکمیت خود بر جزایر تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی، استقلال بحرین را به رسمیت بشناسد. در سال 1970 بحرین از ایران مستقل می‌شود، ولی مذاکرات مربوط به حل و فصل مسئله جزایر سه‌گانه علی‌رغم حسن نیت دولت ایران درباره بحرین به کندی پیش می‌رفت.

امتناع انگلیس از حل و فصل سریع مسئله  به طولانی شدن مذاکرات انجامید، تا اینکه پس از سه سال وقت گذرانی لندن و پیشنهاد راه حل‌های نامعقول در مذاکره با دولت ایران، توافق شد، دو تنب بزر گ و کوچک به حاکمیت مستقیم ایران بازگردانده شود، درباره ابوموسی انگلستان در ادامه استراتژی ایجاد اختلاف بین ایران و اعراب، با بهانه اسکان تعدادی از اتباع دولت شارجه در این جزیره ، به اصل رفع استعمار منشور سازمان ملل متوسل و قرار شد، توافق نظر دولت شارجه نیز جلب شود. در نتیجه تفاهمنامه‌ای با شیخ شارجه در یک مقدمه و شش ماده تنظیم شد که در روز 29 نوامبر 1971 رسماً از سوی شیخ شارجه اعلام شد. متن این تفاهمنامه که حاکمیت مستقیم ایران بر بخش شمالی جزیره ابوموسی را تجدید کرد، اما حل و فصل قطعی مسئله این جزیره را مسکوت گذاشت، به این قرار است:«... دو طرف ایران و شارجه، نه ادعای خود را بر سراسر جزیره ابوموسی دنبال خواهند کرد و نه ادعای طرف مقابل را به رسمیت خواهند شناخت.»

ادعاهای امارات متحده عربی، اولین بار در آگوست سال 1992 مطرح شد و اماراتی ها پس از چندین سال ادعا كردند مقامات تهرانی از ورود تعدادی كارگر هندی و پاكستانی در خدمت شارجه به جزیره ابوموسی ممانعت كردند. چند ماه بعد بار دیگر، امارات موضوع ممانعت از ورود چند خانواده ­ی شارجه ­ای به ابوموسی را حربه ­ای برای تكرار ادعاهای خود یافت. هر چند مقامات ایرانی اظهار كردند این افراد تابعیت اماراتی نداشته و جاسوس عراقی بودند.

از این پس امارات سكوت بیست ساله­ ی خود را شكست و داستان ادعاهای حاكمیت خود را به میان مسائل خلیج فارس تحمیل كرد. پس از گزارش این موارد، شورای عالی اتحادیه امارات در 23 اردیبهشت 1371(12 مه 1992) تشكیل جلسه داد و در انتها نتیجه گرفت كه تعهدات خارجی هریک از شیخ نشین­های عضو فدراسیون امارات به مثابه­ ی تعهد اتحادیه امارات عربی متحده تلقی شده و بنابراین از این پس مسأله­ ی ابوموسی را وزارت امور خارجه­ ی امارات پی گیری خواهد كرد. بدین ترتیب ابوظبی، ابتكار عمل را از سایر امارات امیر نشین كه تا پیش از این با ایران مذاكره می­كردند؛ گرفت.

از دیگر نقاط عطف مسئله جزایر سه گانه می توان به سفر دکتر احمدی نژاد در چارچو ب سفر های استانی در تاریخ 23 فروردین ماه سال جاری اشاره نمود که در پی آن واکنش شدید مقامات اماراتی و تبلیغ وسیع رسانه های بیگانه شکل گرفت و نشان داد که این موضوع بجد در چارچوب تبلیغاتی غرب علیه ایران پیگیری می شود. در ادامه به ادله مطرح در این زمینه که پوچ بودن این ادعا ها را ثابت می نماید مطرح می گردد. پر واضح است که منظور غرب و کشورهای عربی از زیر سوال بردن چنین حقی تنها تامین خوراک تبلیغاتی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد.

ادله اثبات حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه:

در اواخر سده 19 که انگلیس این جزایر را اشغال کرد ایران مرتب این اشغالگری را به انگلیس گوشزد می‌کرد در حالیکه امارات حتی یک یادداشت انتقادی در این خصوص به انگلیس نداد؛ حتی وقتی انگلیس تلاش می‌کرد فدراسیون امارات را ایجاد کند شارجه (مدعی ابوموسی) طی نامه رسمی به انگلیس گفت که ما می‌خواهیم با ایران باشیم نه با عرب‌ها!

بعد از باز پس گیری جزایر سه گانه امارات مدعی نبود و کشورهایی که بحث مالکیت جزایر سه گانه را در اتحادیه عرب و شورای امنیت سازمان ملل مطرح کردند عراق، یمن جنوبی، لیبی و الجزایر بودند، حتی عربستان نیز در این موضوع حضور نداشت چرا که می‌دانست این ادعا واهی است اما در حال حاضر به رفتار منافقانه روی آورده است.

زمانی که این مسئله در شورای امنیت سازمان ملل مطرح شد وزیر خارجه وقت انگلیس در یک سخنرانی گفت که این جزایر به چند دلیل متعلق به ایران است از این رو شورای امنیت ادعای آن 4 کشور عربی را درباره اشغالگری جزایر 3 گانه توسط ایران به طول کامل رد کرد.

در سال 1972 ایران یک معاهده دوستی با امارات امضاء کرد ، امارات در آن معاهده ایران را به رسمیت شناخت و چنین معاهده‌ای به این معنا است که دو کشور هیچ مشکلی با یکدیگر ندارند بنابراین در آن زمان امارات مدعی اشغالگری جزایر نیز نبود.ادعاهای اخیر امارات به هیچ عنوان ارزش حقوقی نداشت و صرفا جنبه سیاسی دارد و اگر مسئله اشغالگری ایران در جزایر سه گانه مطرح بود آنها در 33 سال گذشته قطعا این موضوع را در مجامع بین المللی پیگیری می‌کردند.

دو مبحث دیگر در این خصوص این می باشد که اولا اگر این ادعا درست باشد، می باید شیخ قاسمی در تمام تعهداتی که جنوب در قبال انگلستان عهده دار شده حضور داشته باشد، در صورتی که در هیچ یک از این ها نیست. دوم این که دو بار این حاکم تغییر کرد، اگر این ادعا درست بود، باید اداره این جزایر با تغییر حاکم به او برگردد؛ در صورتی که این اتفاق نیز نیفتاده است. بنابراین، جزایر سه گانه ایرانی است. تفاهم‌نامه 1971 ایران با شیخ شارجه همانند الگوی منطقه‌ی بی‌طرف میان کویت و عربستان بود. بر اساس این تفاهم‌نامه، امنیت جزیره به طور تمام و کمال در صلاحیت ایران است و جزو تمامیت ارضی این کشور محسوب می‌شود. ایران نیز امتیازاتی قائل بوده و آن را رعایت می‌کند. ایران همواره آمادگی خود را برای مذاکره درباره‌ جزایر سه‌گانه اعلام کرده و برای حل هرگونه مساله‌ای حاضر است مذاکره کند.

طرح چنین ادعاهایی از سوی امارات به عنوان ابزار سیاسی برای فشار بر ایران توسط غرب دنبال می‌شود و هیچ دلیل حقوقی که اثبات کند حاکمیت این جزایر به امارات تعلق دارد وجود ندارد و تنها برای تبلیغات علیه نظام جمهوری اسلامی می باشد تا با ایجاد فشار رفتار ایران را در جهت منافع خود تغییر دهند.

*اميرحسن نيري-كارشناس مسائل سياسي






برچسب ها : جزاير سه گانه, امارات, بحرين, ايران, سياسي

موضوع :
مطالب برگزيده ,